مجله تصويري
کد خبر: ۴۳۴۵
تاریخ انتشار: جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۱

شعر در طنز مطبوعاتی، از واقعیت تا خیال

شعر در طنز مطبوعاتی پس از انقلاب، روندی رو به افول داشته و نتوانسته است ظرفیت‌های طنز جامعه را برای بالندگی خود ـ چندان که شایسته است ـ به کار گیرد.

شعر در طنز مطبوعاتی پس از انقلاب، روندی رو به افول داشته و نتوانسته است ظرفیت‌های طنز جامعه را برای بالندگی خود ـ چندان که شایسته است ـ به کار گیرد. این امر، هم در کمیّت و حجم آثار ارائه‌شدۀ منظوم در طنز مطبوعاتی متجلی‌ست و هم در کیفیّت این آثار. به این معنی که به مرور، نوآوری و سبک‌آفرینی در قالب و زبان، چه در مطبوعات طنز و چه در صفحه‌های طنز نشریات، بیشتر در نثر طنز متجلی شد تا نظم و چهره‌های شاخص طنزمطبوعاتی، بیشتر با ستون‌های ثابت طنز منثورشان شناخته شده‌اند، تا آثار شعری‌شان. 

در ادامه، به توضیح بیشتر این پدیده و نیز بررسی روند حرکت و چرایی به وجود آمدن آن خواهیم پرداخت.

 

یک بررسی  تاریخی ـ حجمی!

در ابتدای پیروزی انقلاب، طنزپردازان در پی سال‌ها خفقان، این فرصت را یافتند که با حضور دوباره در طنز مطبوعاتی، دورۀ پررونقی از طنزسرایی را در سایۀ اقبال عمومی مردم به جریان آزاد فکر و اندیشه و نیز آزادی‌های آن دوران تجربه کنند. تا پیش از شهریور 1358 (دورۀ اجرای قانون مطبوعات و تعطیلی تدریجی نشریات طنز) بیش از سی نشریۀ طنز انتشار می یافت که در جملگی آن‌ها، سهم طنز منظوم چشم‌گیر بود. حتی برخی نشریات طنز، تماماً به شعر اختصاص داشت که از آن‌میان می‌توان از «شعرنامۀ دوره‌گرد» که به همت خلیل سامانی (موج) منتشر می‌شد نام برد.

در دیگر نشریات معروف طنز نیز به مدد حضور طنزپردازان شاخص و نام‌آورِ دهه‌های بیست، سی و چهل طنزسرایی رونقی دوباره یافت. رخوتی که در سال‌های آغازین دهۀ پنجاه به علت تشدید خفقان و سانسور بر طنز مطبوعاتی حاکم شده بود، در سایۀ حضور فعال این نیروها رنگ باخت و جای خود را به فضایی پویا داد. حضور طنزسرایان صاحب‌سبک و نام‌آور در مقام مسئولیت نشریات طنز، به یاری رشد این جریان آمد .این امر باعث شد که حتی گاهی حجم شعر بر نثر در نشریات طنز پیشی گیرد و آثار قوی‌تر و خواندنی‌تر این نشریات را شامل شود و کفۀ سنگین ترازو را به سمت و سوی طنز منظوم متمایل سازد. مهم‌ترین این نشریات، عبارتند از: نشریۀ «حاجی بابا» به مدیریت پرویز خطیبی نوری و نشریۀ «آهنگر» به مدیریت منوچهر محجوبی و بعدها «قلقلک» به مدیریت مرتضی ناطقیان و «رفتگر» به مدیریت غلام‌علی لقایی. هرکدام از این افراد، خود در عرصۀ شعر طنز صاحب‌سبک بودند و در عین حال، با استفاده از آثار طنزپردازان صاحب‌نام توانستند حجم قابل‌توجهی از نشریۀ خود را به طنز منظوم اختصاص دهند.

آغاز اجرای قانون مطبوعات در شهریور 1358 و بروز جنگ و درگیری‌های سیاسی، بر آزادی حرکت مطبوعات تأثیر گذاشت و مجال ادامۀ فعالیت را از تعدادی از نشریات طنز و تعدادی از طنزپردازان گرفت. ولی با این حال، بخشی از طنزپردازان با درک شرایط و زبان زمانه، تلاش کردند که چراغ طنز را روشن نگاه دارند و به حرکت آن تداوم بخشند. نشریات «قلقلک»، «فانوس» و «رفتگر» و بعدها «فکاهیون(توفیقیون)» و «خورجین» و صفحات طنز نشریاتی مثل «بامداد» و «کیهان»، زمینۀ این تداوم حیات را در روزهای سخت سال‌های جنگ و آشفتگی سیاسی بر عهده گرفتند. این نشریات با بهره جستن از طنزپردازانی چون ابوالقاسم حالت، مرتضی فرجیان، محمد حاجی‌حسینی، محمد خرمشاهی، کمال اجتماعی جندقی، اسدالله شهریاری، محمد صالحی آرام، حسین گلستانی، ابوتراب جلی، حسامی محولاتی، قدرت‌الله عسگری و دیگر طنزسرایان، توانستند با درک شرایط روز جامعه، طنز مطبوعاتی را زنده نگاه دارند و حتی به مدد همکاری بزرگانی چون ابوالقاسم حالت جایگاه نظم را به نسبت نثر در مطبوعاتِ طنز برتری بخشند. به مرور، ورود چهره‌های جدید به عرصۀ شعر طنز و تثبیت جایگاه طنز در اذهان عمومی و ارتقای ضریب امنیت طنز در سایۀ حضور کیومرث صابری و انتشار مجلۀ گل‌آقا، امیدبخش حضور جدی‌تر شعر طنز در نشریات و فضای مطبوعات شد. هم‌چنین در طی زمان با انتشار دیگر نشریات طنز (طنز پارسی، ملوّن، طنز و کاریکاتور، دنیای طنز و...) انتظار می‌رفت فضایی پویا برای ارائۀ آثار نو طنز، متناسب با نیاز جامعه و زبان مردم فراهم آید و این امر بر شرایط طنز منظوم نیز تأثیر گذارد. ولی به مرور، شاهد آن بودیم که در مطبوعات طنز، شعر به حاشیه رفت و عرصۀ فعالیت آن بسیار محدود و کم‌رنگ شد.

بودن یا نبودن؛ مسأله این است!

کم‌رنگ (و گاه بی‌رنگ) شدن جایگاه شعر در طنز مطبوعاتی و محدود شدن عرصه برای آفرینش شعر طنز در مطبوعات، بی‌شک امری نیست که یک‌باره رخ داده باشد؛ بل‌که حاصل یک روند تدریجی‌ست و ریشه در عوامل دیگری دارد که چه‌بسا در سایۀ نام‌ها و یا حجم آثار منظوم ارائه‌شده، پنهان مانده و خود را چندان‌که باید و شاید آشکار نکرده باشد. اسباب افول تدریجی طنز منظوم مطبوعاتی را می‌توان در عوامل زیر خلاصه کرد:

 

کنار رفتن چهره‌های مؤثری از طنزسرایان از صحنۀ طنز مطبوعاتی

قطع ارتباط برخی طنزپردازان شناخته‌شده با مطبوعات داخلی به علت مسائل سیاسی (منوچهر محجوبی، پرویز خطیبی نوری و...) و درگذشت برخی دیگر از چهره‌های مهم و مؤثر طنزسرا که برخی از آن‌ها، از چهره‌های بی‌بدیل شعر طنز معاصر به شمار می‌آمدند، یکی از عوامل مهم کاهش کیفی و کمّی سطح شعر در طنز مطبوعاتی‌ست. از آن‌جمله‌اند: ابوتراب جلی، ابوالقاسم حالت، عمران صلاحی، کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا)، مرتضی فرجیان، محمدعلی گویا، مرتضی ناطقیان، غلام‌علی لقایی، ناصر اجتهادی، حسین گلستانی و... . این امر بی‌شک بر کاهش کیفی و کمّی سطح شعر در طنز مطبوعاتی تأثیر گذاشت.

تزلزل موقعیت مطبوعات و کار مطبوعاتی و بالطبع طنز در مطبوعات

این امر، که در کوتاهی عمر اکثر نشریات طنز و صفحات و ستون‌های طنز در نشریات غیرطنز متجلی شد، توان برنامه‌ریزی و ترسیم چشم‌انداز بلندمدت را از طنزسرایان و اربابان جراید طنز گرفت و بر سطح کار آن‌ها نیز مؤثر افتاد. از سوی دیگر، بسیاری از استعدادهای طنز فرصت نیافتند که در سایۀ همکاری مستمر با مطبوعات، در طی زمان محک بخورند و استعداد آن‌ها قربانی بی‌ثباتی‌ها و آشفتگی‌های ناشی از تزلزل موقعیت مطبوعات طنز شد. در دهه‌های شصت و هفتاد چهره‌های جدیدی در شعر طنز به خوانندگان نشریات معرفی شدند که حضور آن‌ها می‌توانست نویدبخش جبران گسست میان نسل‌های طنزسرا باشد. سیامک ظریفی، احمد فولادی طرقی و پرویز روح‌بخش از آن‌جمله‌اند. ولی تزلزل موقعیت مطبوعات طنز و کار مطبوعاتی و نیز مسائل داخلی نشریات طنز، سبب شد که حضور استعدادهای این عرصه نتواند به آفرینش جریانی از شعر طنز منجر شود و متأسفانه موجب شد که این استعدادها، یا کار طنزسرایی را یک‌سره به کناری گذارند یا امکانی برای حضور مستمر در طنز مطبوعاتی نداشته باشند.

 

محدودیت در به کار گیری  ظرفیت‌های زبان و نیز موضوعات روز در فضای رسمی طنز

این امر باعث شد که اگرچه در بخش‌هایی از شعر طنز امروز، نوآوری‌هایی در موضوع و واژگان و زبان رخ دهد و زبان زمانه و روز در آن وارد شود ولی این جریان به خاطر محدودیت‌های رسانه‌ای موجود، امکان حضور در رسانه‌های رسمی و مطبوعات طنز را نیافت. این محدودیت‌ها، سبب شد که زبان طنز رسانه‌های رسمی از زبان طنز رسانه‌های شخصی و غیررسمی (مثل وبلاگ‌ها یا مجامع ادبی و هنری) فاصله بگیرد و آثار شعر طنز در مطبوعات، تجلی‌بخش تمامی توش و توان جریان شعر طنز جامعه نباشد. اگرچه گاه این جریان به صورت محدود در نشریاتی مثل «مهر» به نوعی انعکاس یافت، ولی چندان روشن و پررنگ نبود که به‌مثابه جریانی، دغدغۀ بخش مهمی از طنزسرایان امروز ما را (که بیشتر از میان جوان‌ها هستند) بازتاب دهد. از این‌رو، شعر طنز مطبوعاتی امروز، برآیندی از شعر طنز امروز نیست. چراکه از جریان غیررسمی طنز فاصله دارد و بضاعت جامعۀ طنز ما را به روشنی به نمایش درنمی‌آورد.

وفاداری به سنت شعری گذشته و گریز از نوآوری در قالب و مضمون

شعر طنز پس از انقلاب، نتوانست هم‌پای نثر، به ارائۀ نگاه نو و پویا در قالب و مضمون بپردازد. به سنت شعری پیش از خود وفادار ماند و بیشتر به بازسازی قالب‌های شعری پیش از خود پرداخت. التهاب و آشفتگی ابتدای پیروزی انقلاب، جواب‌گویی به نیاز آنی مخاطب را اقتضا می‌کرد و فرصت و مجال پرداختن به قالب و فرم کار نبود. از این‌رو، این نقص چندان به چشم نمی‌آمد. ولی در طی زمان، به مرور خود را نشان داد. در این میان، بسیاری از چهره‌های شاخص شعر طنز در تداوم‌بخشی به سنت شعری پیشین خود ماندند و حتی نتوانستند توفیق گذشته را تکرار کنند و آثاری هم‌پای آن‌چه پیش از آن آفریده بودند بیافرینند. ابوتراب جلی، که از اساتید مسلّم شعر طنز معاصر به شمار می‌آید و بسیاری از نامداران طنز اعتراف می‌کنند که در سرایش شعر، تحت‌تأثیر او بوده‌اند، هم‌چنان اشتهار خود را مدیون اشعار پیش از انقلاب خود (کتاب ابراهیم، کتاب موسی و...) است و همکاری او با نشریات گل‌آقا نتوانست منجر به آفرینش فضا و زبان جدیدی از شعر در طنز مطبوعاتی شود. دیگران نیز کمتر از سروده‌های پیشین خود فراتر رفتند. این است که در ستون‌های نشریات طنز پس از انقلاب شاهد تکرار قالب‌های شعری طنز دهه‌های پیش هستیم. گاهی در آثار برخی شاعران و یا در برخی ستون‌ها (مثل ستون شعرنو در هفته‌نامۀ گل‌آقا) رویکرد و نگاهی نو را به قالب‌آفرینی و توجه به جایگاه شعر در نشریات طنز می‌بینیم، ولی این نیز بسیار محدود است و همه‌گیر نیست و از این‌رو، «جریان شعری» در شعر طنز تلقی نمی شود.

در این میان، طنزنویسان صاحب‌سبکی نیز که در نشریات طنز پس از انقلاب، نام آن‌ها با عنوان ستون و سبک ابداعی‌شان همراه شد، هرچند در شعر طنز نیز صاحب اثر و نظر و نوآوری بودند، ولی به آثار منثورشان شهرت یافتند و نثرهایشان به‌عنوان قالب یا سبکی جدید در طنز امروز مطرح شد: کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا) با ستون ثابت «دو کلمه حرف حساب» (که بیشتر به نثر بود و سهم شعر در آن به نسبت نثر اندک بود) ماندگار شد. نام منوچهر احترامی با «جامع الحکایات» و «پیر ما گفت» همراه شد. عمران صلاحی با «حالا حکایت ماست» (که بیشتر قالب نثر داشت) حرف‌های تازه‌ای را در طنز ادبی امروز طرح کرد و ابوالفضل زرویی نصرآباد هم  با «تذکره المقامات» شناخته شد.

به نظر می‌آید وفاداری شعر پس از انقلاب به سنت شعری پیش از خود و دوری آن از تجربه‌های نوِ شعری، بیش از هر عامل دیگری، از ذات جایگاه شعر در طنز مطبوعاتی معاصر ناشی شود: طنز معاصر، از آن‌جا که ژورنالیستی‌ست، با نثر گره خورده و نوآوری‌های زبانی و سبکی و فرمی، بیشتر در نثر امکان تجلّی داشته است. چراکه نثر به علت تماس مستقیم با زبان مردم و نیز همه‌فهم بودن، در قیاس با شعر امکان بیشتری برای برقراری ارتباط با مخاطب داشته و از این‌رو، در نشریات طنز، بیشتر به کار رفته و با وقایع روز و زبان مردم بیشتر پیوند داشته است. به همین دلیل رویکرد به شیوۀ جدید و توجه به ضروریات زبان، بیشتر در نثر طنز اتفاق افتاده و در این میان، شعر، حالت ایستاتری را تجربه کرده است. زنده‌یاد عمران صلاحی، اعتقاد داشت که ما، اصولاًدر طنز، بیشتر با «نظم» روبه‌رو بوده‌ایم تا «شعر»:

«خیلی چیزها وزن و قافیه دارد و شعر نیست و خیلی چیزها وزن و قافیه ندارد و شعر است. طبق آن تعریف خواجه‌نصیر که می‌گوید «شعر کلام مخیل است» بیشتر چیزهایی که به‌عنوان شعر طنز می‌بینیم در واقع کارکرد مقاله دارند. یعنی یک مسألۀ اجتماعی‌ست و به‌جای این که بیایند مقاله بنویسند، به شکل منظوم بیان می‌کنند که البته هم برد بیشتری دارد و هم تأثیر بیشتری و خیلی هم ارزشمند است. مثلاً افراشته بعضی لحظه‌های شعری در کارهایش هست که آن‌ها جای خود دارد، ولی اکثراً می‌بینیم که طنز منظوم است...»

(ماهنامۀ گل‌آقا/ فروردین 82/ص 40)

*

با این حال، خواه آثار ارائه‌شده در نشریات طنز را بیشتر نظم بدانیم و خواه شعر، باید بپذیریم که در حال حاضر، در دورۀ انتقالی به سر می‌بریم: دوره‌ای که طنزنویسان و طنزسرایان، در برخورد با سرعت سرسام‌آور تغییر زبان و مضمون، مدام در حال یافتن راه‌های گریز، برای برقراری ارتباط با موضوع و مخاطب هستند.

امید که این تلاش، به یافتن راه‌های تازه‌ای در طنزسرایی و طنزنویسی منجر شود.

 رویا صدر

برگرفته از مجله شعر

مطالب مرتبط:
برچسب ها: شعر شعر طنز منار menar.ir 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 3
حسین ناطقی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
0
0
جناب نیما راسخ بنده کلی عرض کردم که شعر طنز بسیار از نثر طنز طی این سال ها جلو افتاده است وگرنه کسانی مثل زرویی نصرآباد...ناصرفیض... عباس احمدی....راشدانصاری...خلیل جوادی....هالو ...بیابانکی و ....هستند که بسیار خوش درخشیده اند
نیماراسخ
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۴۶ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۹
0
0
شاید حافظه ی آقای ناطقی یاری نکرده است والا در سالهای اخیر تنی چند طنزپرداز زبده در عرصه ی مطبوعات درخشیدند که اتفاقا یکی از آنها (شاطرحسین-عباس خوش عمل کاشانی)هم از یاران گل آقا بود و هم بسیار مورد عنایت و توجه مرحوم صابری.بالشخصه چندین یادداشت کوتاه با قلم سبز در نزد آقای خوش عمل دیدم که سراسر تمجید مرحوم صابری از ایشان بود و حتی در یکی از آن یادداشتها به خوش عمل نوشته بود:برای اینکه هرهفته از تو در هفته نامه شعر داشته باشیم حاضریم اگر شرطی هم داشته باشی سمعا و طاعتا بپذیریم.خوب است این مسائل فراموش نشود
حسین ناطقی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
0
0
با سلام شاید در مطبوعات تا حدودی حق با خانم صدر باشد چرا که ما نتوانسته ایم طی این سال ها در شعر طنز مطبوعاتی کسانی مثل ابوتراب جلی و حالت را داشته باشیم اما در کل شعر طنز به ویژه پس از برگزاری شب های شعر در حلقه ی رندان و شکرخند و متعاقب آن جشنواره های طنز مکتوب و....با نثر طنز امروز ایران قابل قیاس نیست یعنی نثر طنز ما خیلی خیلی از شعر طنز عقب افتاده است ....نثر را که عرض می کنم شامل نثرکوتاه و بلند ، داستان و رمان طنز می شود...به فرض مثال ما دیگر کسی را مثل ایرج پزشک زاد خاق دایی جان ناپلئون نداریم ، کسی را مثل بهرام صادقی نداریم ، کسی را مثل دهخدا و غ داوود و تنکابنی را نداریم

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سفیرافلاک