مجله تصويري
کد خبر: ۵۴۱۶
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۲۷
شهید ارکیا:
شهید ارکیا:

یک شب 22 نفر از همرزمانمان را سر بریدند

یک شب این کومله‌ای‌ها و دمکرات‌های بی‌دین به مقر ما حمله کردند و 22 نفر از هم‌رزمانمان را سر بریدند و سی و دو نفر از همپایه‌هایمان را به گروگان بردند و ما که ده نفر بودیم تا صبح مقاومت کردیم.

به گزارش منار، شهيد "خليل اركيا" در سال 1337 در شهر الشتر در خانواده‌اي مذهبي ديده به جهان گشود و با توجه به هوش و استعداد خوبي كه داشت دوران ابتدايي، راهنمايي و متوسطه را با موفقيت به پايان رساند و در سال 1358 موفق به اخذ ديپلم شد.

فعاليت‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي شهيد قبل و بعد از انقلاب

شهيد اركيا قبل از انقلاب فعاليت‌هايي بر عليه رژيم پهلوي داشت، از آن جمله پخش عكس امام و شركت در تظاهرات ضد رژيم پهلوي بود. به‌طوريكه بصورت مرتب به منظور شركت در فعاليت‌هاي ضد رژيم پهلوي به شهرستان خرم‌آباد مي‌رفت. به‌طوريكه عوامل و مزدوران شاه به درب خانه و مغازه پدرش حمله‌ور شده و با سنگ و چماق شيشه درب منزلشان را شكستند. وی بعد از انقلاب از نظر فكري متعهد و پيرو خط امام و روحانيت بود.

 

با توجه به اينكه وی متولد 1337 بود و دولت موقت متولدين يادشده را معاف كرد، ليكن شهيد چون عشق و علاقه وافري به امام و انقلاب داشت خودش داوطلبانه به خدمت افتخاري رفت و به جبهه كردستان اعزام شد. وی به نبرد با ضدانقلابيون، كومله و دمكرات در كردستان پرداخت و سرانجام در تاريخ 1361/6/21 در منطقه پيرانشهر بدست منافقين رفيع شهادت نائل گرديد.

این شهید از هر نظر متفکر و محصلی باسواد بود و دوران تحصیلش را با موفقیت در مدارس هدایت سابق-مفتح و دبیرستان  امام خمینی به اتمام رساند. وی دارای خانواده‌ای متوسط بود. پدر وی از یک دکان بقالی کوچک  امرار معاش می‌کرد ولی به‌علت  پیری و از کار افتادن چشمانش خانه‌نشین  است و مادرش خانه‌دار و پیر است.

شهید ارکیا دارای اخلاقی نیکو بود و همیشه خوشحال و با خوش‌رویی با مردم برخورد می‌کرد و در میادین ورزشی با دوستانش خیلی گرم و صمیمی بود. همه آنهایی که این شهید را می‌شناسند یاد او را گرامی می‌دارند. دارای خلق و خوی نیکو بود و به پدر و مادر احترام زیاد می‌گذاشت. مخصوصا به مادر مهربان بود و با مردم با خوش اخلاقی برخورد می‌کرد و همه او را دوست داشتند. اوقات فراغتش را با مطالعه و ورزش در میادین ورزشی می‌گذراند.

 

بعد از انقلاب از نظر فکری متعهد و پیرو روحانیت بود که حتی وی در مخالفت با بنی صدر می‌گفت: به آقای حبیبی رای بدهید چون حوزه ایشان را تایید کرده.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحولاتی کلی در وی به وجود آمد و شهید با از این دگرگونی لذت می‌برد و  شعار مرگ بر آمریکا و شوروی و زنده باد جمهوری اسلامی را سر می‌داد.

شهید ارکیا با این ازخدا بی‌خبران ضد انقلاب مخالف بود. به آنها التقادی می‌گفت و آنها را عوامل آمریکا و شوروی می‌دانست. این شهید جنگ تحمیلی را یک جنگ ناخواسته که ابر قدرت‌ها بر ایران اسلامی تحمیل کرده‌اند می‎دانست که به خیال خام خودشان می‌خواهند انقلاب اسلامی را از بین ببرند.

شهید ارکیا به خدمت مقدس سربازی رفته و تمام خدمت سربازی‌اش را در جبهه‌های کردستان بود تا به درجه رفیع شهادت رسید. این شهید دارای روحیه‌ای قوی بود و در تمام پاکسازی‌های مناطق کردستان شرکت داشت.

 

آخرین دیدار این شهید که مصادف با اواخر خدمت سربازی او بود از ویژگی خاصی برخوردار بود. چون وقتی این بار ما به او گفتند ماشاءالله خدمتت و تمام شده چیزی نمانده او در جواب گفت: ان‌شاءالله شما دعا کنید که ما به هدف‌مان برسیم که همانا از بین بردن منافقان است.

در یکی از ماموریت‌هایش که برای پاک‌سازی مناطق پیرانشهر رفته بودد در یک تپه به اسم شهید افشار رشادت‌های چشمگیری به خرج داده بود که دوستانش ضمن یادآوری از آن رشادت‌هایش را تقدیر می‌کنند.

شهادت وی تاثیر به‌سزایی روی خانواده مخصوصا برادران و دوستانش گذاشته است و همیشه یاد او را گرامی می‌دارند.

 

خاطرات شهيد خليل اركيا را از زبان برادرش بخوانیم

با توجه به اينكه ثبت خاطرات شهداي عزيز انقلاب و جنگ تحميلي مي‌تواند در غني‌سازي فرهنگ ايران اسلامي نقش اساسي داشته و به فرهنگ و انديشه اين سامان غنا بخشد از این جهت ثبت خاطرات شهدا براي ايجاد يك فرهنگ ماندگار براي پاس‌داشت خاطره شهدا و انتقال به نسل‌هاي بعدي به خدمت خانواده شهيد خليل اركيا رسيديم تا ضمن زيارت و عرض ادب به ساحت خانواده معظم شاهد از نزديك مصاحبه‌اي با اين خانواده ارجمند داشته باشيم.

لطفاٌ خودتان را معرفي كنيد، بفرمائيد چه نسبتي با شهيد اركيا داريد. اين شهيد در چه سالي و در چه منطقه‌اي به شهادت رسيده است؟

ابراهيم اركيا هستم. شهيد در منطقه سردشت 17 شهريور 1361 شهيد شده‌اند.

شهدا اخلاق برجسته‌اي داشته‌اند از عمده نكات برجسته اخلاقي شهيد با پدر و مادر، همسايگان و با دوستان را بيان كنيد؟

شهيد اركيا اخلاق بخصوصي داشتند به افراد مستضعف و كم بضاعت كمك مي‌كردند. يكبار با هم به مسابقات ورزشي رفته بوديم به شهرستان كوهدشت. او دانش‌آموز بود و چون حقوق و مزايايي نداشت من مقداري پول به او دادم وقتي به كوهدشت رفتيم ديدم همان پول را دارد صرف خريد غذا براي دوستانش مي‌كند. با پدر و مادر و اقوام و دوستان و آشنايان خيلي مهربان بود و صميمي.

شهدا در قطعه‌اي از زمان مي‌زيسته‌اند كه حركات و نقش آنها هركدام درس‌هاي عملي و خاطرات ماندگار و اثرگذاري مي‌تواند در زندگي نسل‌ها باشند شما بهترين خاطراتي را كه از شهدا داريد بيان بفرمائيد؟

افرادي كه متولد سال 1337 بودند در زمان جنگ طبق قانون معاف شدند از خدمت سربازي ولي اين شهيد داوطلبانه در حاليكه معاف بود به جبهه رفت و مي‌گفت وقتي مملكت ما در حال جنگ است آسايش و راحت‌طلبي براي من معنا ندارد و تا جنگ هست من در جبهه مي‌مانم. دوستانش و همرزمانش تعريف مي‌كنند كه شهيد بسيار شجاع بوده و تا آخرين لحظه شهادت به اين خصوصيات آراسته بوده‌اند.

شهادت يك مفهوم پرمعنا و در ذات خودش يك رمز و رازها دارد و شهدا عمدتاٌ در وصيت‌نامه‌ها، در نوشته‌ها و مكاتبات راز رفتن به جبهه و ميادين نبرد را به زبانهاي مختلف بيان كرده‌اند بنظر شما عمده رمز و راز شهادت فلسفه شهادت و وظيفه ما در قبال شهدا چه مي‌تواند باشد؟

شهيد هميشه دفاع از ولايت و رهبر ورد زبانش بود و هميشه مي‌گفتند كه من هيچ‌گاه از رهبري جدا نمي‌شوم و مسئوليت ما اين است كه رسالت و راه آنها را ادامه دهيم.

چه پيامي شما براي مردم و مسئولين داريد؟

پيام من به ملت شهيدپرور ايران اين است كه الان تهاجم فرهنگي دشمنان دين، از جنگ خطرناك‌تر و گسترده‌تر است تا مي‌توانيم خودمان را از تهاجم فرهنگي حفظ و آگاهانه از آئين و آرمانهاي دين كه حاصل پرپر شدن جوانهاي اين مرز و بوم است دفاع كنيم. ما خادم مسئولين هستيم و كوچكتر از آنيم كه براي آنها پيامي داشته باشيم.

نامه‌ای شهید خلیل ارکیا

زمانی‌که این نامه را برایت می‌نویسم تقریبا به وضع پادگان عادت کرده‌ام و برایم عادی شده. خواب و خوراک برایم مفهومی ندارد. فقط به فکر خدمت هستم. نگهبانی و ماموریت‌هایی برای ما می‌گذارند. در یک ماموریت که به ما داده بودند در بالای تپه‌ای بنام تپه شهید افشار مستقر شده بودیم.

کومله و دمدکرات‌ها 22 نفر از هم‎رزمانمام را سر بریدند

یک شب این کومله‌ای‌ها و دمکرات‌های بی‌دین به مقر ما حمله کردند و 22 نفر از هم‌رزمانمان را سر بریدند و سی و دو نفر از همپایه‌هایمان را به گروگان بردند و ما که ده نفر بودیم تا صبح مقاومت کردیم.

تعداد سی‌وسه نفر از ما فرار کردند و الان که این نامه را برایت می‌نویسم سلامت و سرحال هستم و تنها قصدم این است که نسل اینها را از کردستان براندازم. اینها حرف حساب سرشان نمی‌شود. هر شب در سراسر کردستان درگیری هست. پیروز باد اسلام به رهبری امام خمینی. نابود باد ضد انقلاب داخلی به رهبری آمریکا. برادر جان بیش از این وقت پرارزشت را نمی‌گیرم. قربان تو برادرت خلیل ارکیا. راستی برادر جان درباره موضوع نامه خانواده‌ام باخبر نشوند.

متشکرم

18/01/61

نامه‌ای دیگر شهید خلیل ارکیا به برادرش

عرض سلام و دعای فراوان می‌رسانم و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواهانم و امیدوارم که همیشه شاد و سرحال باشید. برادر جان نوشته بودی که با گازوئیل به جنگ پشه‌ها می‌روید ولی ما با یک سلاح پیشرفته بنام تپاله به جنگ پشه‌ها می‌رویم. طریقه استفاده آن هم این طور است که یک پنت تپاله را مشعل می‌کنیم و تا صبح راحت می‌خوابیم. بله برادر جان من و تو پیروز خواهیم شد. من آینده هر دوتامونو خیلی روشن می‌بینم. همان‌طور که خودت نوشته بودی بعد از پایان خدمت کاری برای خودمان دست و پا می‌کنیم و کم کم تشکیل یک خانواده چهار نفری که شامل می‌شود از تو با زنت و من هم با زنم را می‌دهیم.

در یک حیاط چهار اتاقه زندگی خواهیم کرد. در پایان برای تو و تمام دوستانت آرزوی سلامتی و شادکامی دارم. کسی که تا ابد فراموشت نخواهد کرد.

 نوکرت خلیل ارکیا

18/06/61

 

نامه سوم شهید خلیل ارکیا به برادرش جلیل

امید قلب تنهایم داش جلیل امیدوارم همواره در همه فصول زندگیت پیوسته سلامت و شادمان باشی. همه اوقات زندگیت چون بهاران باد. برادر عزیز، زندگی مردن در تمام نقاط دنیا با درد و محرومیت و عشق و امیدواری آغشته می‌باشد و جز این هم نمی‌تواند باشد.

جلیل جان سعی کن در زندگیت استوار و باایمان باقی بمانی و حاصل نیک به سختی افکارت را که با حتی حداقل هم که بدست آمده باشد فدای خواسته‌های قلب مهربانت ننمایی. از طرف من و دوستان سربازم به خدمت تو برادر مهربان و دوستان خوبت سلام و دعا می‌رسانم و از خداوند بزرگ برایتان آرزوی نیک دارم.

باری برادر از جان‌عزیزتر نامه تو در بهترین لحظات عمرم به دستم رسید. فقط خدا می‌داند که چقدر خوشحال شدم مثل دیوانه‌ها به هوا می‌پریدم. بچه‌ها می‌گفتند: چه اتفاق افتاده؟ گفتم نامه برادرم جلیل به دستم رسیده. بچه‌ها می‌گفتند خوش به‌حالت که این قدر با برادرت خوب هستی. برادر جان فقط خدا می‌داند که چقدر دوستت دارم حتی از دو چشمانم بیشتر.

برادرجان جای ما اینجا خیلی خوب است. آب و هوای خنک در زمین سرسبز فقط ناراحتی من از وضع توست. می‌دانم که الان اهواز چقدر گرم است. برادر جان یکی از بچه‌های خرم‌آبادی می‌خواهد به مرخصی بیاید و کمی عجله دارد. بدین جهت کمی نامه را کوتاه می‌نویسم. از این بابت مرا می‌بخشی. بیشتر از این وقت عزیزت را نمی‌گیرم و تو را به خداوند بزرگ می‌سپارم.

شاد و سربلند باشی خدا نگهدار

خلیل ارکیا

22/03/61

 

وصيت‌نامه شهيد خليل اركيا

اميدوارم همواره در همه فصول زندگيتان پيوسته سلامت و شادمان باشيد. برادرانم زندگي كردن در تمام نقاط دنيا با درد و محروميت و عشق و اميدواري آغشته مي‌باشد جز اين هم نمي‌تواند باشد سعي كنيد در زندگيتان همواره استوار و با ايمان باقي بمانيد بدانيد ز راهي باز مي‌گردم كه حتي آشنائي نيست بوئي از وفا هم نيست و به سرائي رهنمون مي‌شوم كه پاكترين انسان‌ها ماوا گرفته‌اند.

انتهای پیام/ 

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 3
از خوانواده شهید خلیل ارکیا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۴
0
0
ممنونم از همه. شما خیلی ممنونم که مطالبي در مورد شهید خلیل ارکیا گذاشتید لطفا اگه عکس ها یا مطالب بیشتری در مورد این شهید بزرگوار دارید بزارید بسیارممنون
ازخوانواده ی ارکیا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۲۹ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۳
0
0
لطفا عکس های بیشتری از شهید خلیل ارکیا در اختیار ما بگذارید و از شما خیلی ممنون و خرسندم و برای شادی روح این شهید بزرگوا هر کس این متن را میخواند یک فاتحه بخواند.بدانیم ما که الان زنده و هوشیا ر هستیم بخواتر این شهید های بزرگوار اسلام بزرگ ایران است و لطفا نطالبی که در مورد شخص شهید خلیل ارکیا هست بیشتر در اختیار ما بگذارید
پاسخ ها
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۵
میشه خودتون رو معرفی کنید؟


نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سفیرافلاک